به نام مهربانترين مهربانان

خداوند مهرباني كه ذره اي عشق خويش را در دل مادر قرار داد و مادر چنين دلباخته فرزندش شد.

حسين عاشقي كه دراه معشوق قدم برمي دارد و در راه دوست٬ فرزندان ّبرادران٬ وابستگان و جان و تمامی علاقمنديهايش را فدا مي كند. ولي ما چقدر حسين و خالق او را شناخته ايم. آيا طبل زدن  و سنج و زنجيرزنی  و  مرثيه خوانی كافي است.

سرداري كه در سخت ترين شرايط در كربلا از خواندن نماز كوتاهي نمي كند و از گفتگو با دوست حذر نمي كند و حتي عاشقانه ترين نماز را بجا مي آورد كه تمامي كروبيان را به شگفتي مي آورد.

آيا حق حسين  را بجا آورده ايم؟

چقدر به او اقتدا كرده ايم؟

 آيا قدر نماز را مي دانيم؟

 آيا نماز در راس كارهايمان است ؟

اصلا جايگاه  خداوند عزيز در زندگيمان كجاست ؟

آيا فقط در موقع سختی باید به گفتگو با ايشان بپردازيم و وقتی حاجتهايمان را نگرفتيم با او قهر کنیم؟ 

 

از حسين چه ميخواهيم؟ آيا شیعه آبرومندی برای حسين هستیم؟

آیا ديگران با ديدن رفتار ما و نحوه عملكرد ما به حسين علاقمند مي شوند؟ نمي دانم!

سلطان عاشقان حتي در اين زمانه هم ياوری ندارد.

داوود خادم نمازخانه



تاريخ : شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥ | ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()