Go to fullsize image   Go to fullsize image 

سلام

امروز می خواهم گریزی به کلاس و درس و دانشگاه بزنم.


سالها پیش وقتی  دوره لیسانس را می گذراندم با دانشجویی آشنا شدم که هیچوقت سر کلاس نت برداری نمی کرد و اصلا کتاب و جزوه و این قبیل چیزها که باید خوراک هر دانشجویی باشه ٫همراه خودش نمی آورد.  در بیرون از کلاس ٫ مثلا در کتابخانه یا خوابگاه هم او را خیلی غرق مطالعه نمی دیدیم. نه اینکه اصلا اهل درس خوندن نباشه نه... ولی اونقدری که بقیه بچه ها ...!؟خونی می کردند او اهلش نبود.

لابد حالا دارید به این موضوع فکر می کنید که نمرات پایان ترم چنین دانشجویی حتما باید ناپلئونی بوده باشه و خیلی از درسها را افتاده باشه. ولی جالب اینجا بود که نه تنها از هیچ درسی مردود نمی شد بلکه همه را با نمره بالا و خوب پاس می کرد.

بچه ها ازش سئوال می کردند تو چکار می کنی که بدون مطالعه ی زیاد نمرات خوبی می گیری؟ آخه اگه بگیم با استادها  هم رفیق باشی ٫ با یکی دو تاشون رفیقی ولی درسها و استادها که یکی دو تا نبودند. اهل  تقلب و این جور چیزها هم که نیستی. اگر هم اهلش باشی٫ یک بار.. دوبار می تونی تقلب کنی. خلاصه رمز کار در کجاست؟ نکنه نابغه ای چیزی هستی و ما خبر نداریم؟ یا ...

خلاصه سرتان را درد نیاورم رمز کار در اینجا بود که او وقتی سر کلاس حاضر می شد در هنگام تدریس استاد ٫ ششدانگ حواسش را متوجه استاد می کرد و سعی می کرد درس را همانجا در موقع تدریس متوجه بشه و هر جا هم نمی فهمید سوال می کرد. اصلا به پچ پچ دوستان در کلاس توجه نمی کرد. می گفت استادهای خوب مطالب درسی را شسته و رفته برای ما خلاصه می کنند و نکات برجسته و مهم درس را برای ما می گویند و من هم تلاشم این است که لب مطلب را همینجا در کلاس یاد بگیرم تا نخواهم مثل شما تا دیر وقت بیدار باشم و فردا خواب آلود و کسل سر کلاس حاضر بشم.

  ولی الان بازم برام سئوال هست که آخه همه استادها هم که خوب تدریس نمی کردند. پس این همکلاس ما با درس اون استادهایی که از روی جزوه درس می دادند و گاهی هم مطالب را غلط و غلوط بخورد ما می دادند چکار می کرد؟  شما چی فکر می کنید؟

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٥ | ۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()