يکی از دوستان خاطره ای را درباره اعتماد کردن به ديگران تعريف می کرد که بنظرم رسيد برای شما هم بنويسم. می گفت به اتفاق خانواده سفری به ايتاليا داشته و در شهر رم برای دو شب منزل گرفته بودند. منزل يک آپارتمان با تمام امکانات بوده. مثلا تلويزون . ماهواره.جاروبرقی ووو داشته .آنها می خواستند بعد از دو روز ساعت ۸ صبح خانه را ترک و عازم شهر فلورانس شوند. صاحبخانه می گويدبرای من مشکل است که در آن وقت برای تحويل منزل بيايم و در شب قبل پولی را که بابت وديعه از آنها گرفته بود پس می دهد و به آنها می گويد وقتی می خواهيد از رم برويد کليد منزل را در  منزل بگذاريد و فقط در آپارتمان را ببنديد و برويد. يعنی آنقدر به ديگران اعتماد می کنند که هراسی از کم شدن وسايل منزلشان توسط آنها ندارند.

 نمی دانم آيا اگر ما جای آن صاحبخانه بوديم اينقدر به ديگران اعتماد می کرديم يا نه.نظر شما چيست؟



تاريخ : یکشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٤ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()