سلام

واقعا آمرزیده ای شجریان تمام تنهایی ام از سال 81 تا کنون  با تو پر می شده است چه گریه ها که پای ساز و آواز ها و کاست های تو نکردم .شاید کسی باور نکند اغلب موقع نماز خواندن آهنگی از شجریان ((دود عود)) می گذارم و بعد شروع به نمازخواندن می کنم و واقعا نماز دلچسب و عجیبی می شود.تا آهنگ تو را گوش می کنم به خود جرات گناه را نمی دهم به خصوص زمانی که آهنگ را گوش می کنم بارها با آهنگ ها فال می گیرم random ((خود انتخابی)) ویندوز مدیا پلیر خودش شانسی آهنگی را پخش می کند جالب تر اینکه معانی شعر همانی است که با اوضاع و احوالم جور است


درست است همه اینها شانسی پیش می آید ولی تا خدا نخواهد این شانس را به شجریان نمی دهد که آهنگ هایی چنین عرفانی بخواند.برنامه شبستانه تا زمانی از رادیو فرهنگ گوش کردن داشت که تصنیفی با صدای استاد می گذاشتند تمام شبستانه را تا ساعت 2 نیمه شب گوش می کردم تا آخر کار آهنگی از شجریان گوش کنم.گاهی به محض روشن کردن رادیو اتفاقا آهنگ شجریان از رادیو پخش می شد و این هم نوعی فال بود.

کم کم تلویزیون هم آهنگ ها را می گذاشت ولی استاد شکایت کرد. خوب واقعا حالم گرفته شد ولی همیشه مایه افتخارم است حتی وقتی که از آن کار ناراحت می شوم خیلی اوقات قبل از خواب با خود می گویم اگر فردا بگویند فوت کرده چه می کنم حتی فکراش هم حا لت بغض و گریه  می دهد و بارها دعا می کنم که حالا این اتفاق نیافتد  آخه تا بعدا چون واقعا بهم می ریزم احتمالا تا مدت ها آدم درستی نباشم اگر چنین اتفاقی رخ دهد.

جالب تر اینکه هر چه بیشتر دنبال کار ها رفتم یکی از دیگری بهتر است.بیداد،ماهور،دستان،درخیال،و.... همیشه کاری هست که گوش کرده ام و تازگی دارد و همیشه ریتم جدیدی دارد.در عین سنگینی شدید آهنگ ها ولی نوعی شادی درونی در آهنگ است.تصویری ها که ذوق تازه ای را می آورد.تصویری های بم که هنوز هم دیدنی اند.اغلب دوست ها و فامیل هم شجریانی کرده ام ولی هیچ کدام مثل خودم نیستند.دیگه هر آشنایی می داند که شجریان گوش می کنم .برخی اوقات ساعت ها سیخ می شینم و با آهنگ هم خوانی می کنم و یا فایل تصویری را با جزئیات هر چه تمام تر نگاه می کنم.نمی دانم چرا ولی تکراری نمی شود.شجریان واقعا آمرزیده ای .

گاهی از آهنگ لذت می برم گاهی از خواندن گاهی از آواز و چه چه و گاهی با شعر عطار و حافظ و.. حال می کنم گاهی با چند تا از موارد با لا اغلب با همخوانی های بلند تخلیه روحی می شوم همیشه در حرکت بلند می خوانم.واین کاری هنری است که از هر لحاظ کامل و دقیق است.

ربنا که ماه رمضان تمام احساسش در آن نهفته است چشم می زنم تا رادیو و یا تلویزین چند خوردی چرب و شیرین را بگذارند.

با اینکه خودم ریش می گذارم ولی سه تیغه کردن و ریش و سیبیل زدن شجریان و سیخ نشستن چهار زانوی  او یک الگوی اخلاقی ام است. حتی این اواخر که در کنسرت اصفهان شرکت کردم نشستن اش  روی صندلی هم جالب بود.آخر کار که مثل دیوانه ها خودم را جلوی سن رساندم گریه امان نمی داد تا درست ببینم تازه متوجه شدم که واقعا دیوانه ام نفر اول جلوی سن بودم شجاع تر از همه اصلا فکر چیز دیگری را نمی کردم شجریان که زیرکانه و در کمال تعجب از گوشه چشم نگاه می کرد از همیشه جالب تر بود.پشت سرم کوهی از افراد دیگر صف کشیدند.

با دیدن کارهای تصویری همیشه غربت شدید و عرفان عمیقی که در تصویر نهفته است را احساس می کنم ای کاش پای آرامگاه فردوسی و حافظیه و... بودم افسوس که نمی شود در آنجا بود.با اینکه هر روز آهنگ نوازها تغییر می کنند ولی همیشه جالب است.آن اهنگ نوازها هم کم کم جالب می شوند و بعد یکدفعه با استاد بهم می زنند ولی حتی این اخلاق خشک و سفت شجریان هم جالب است.کلا الگوی اخلاقی ام است.برای ازدواج یکی از چیز هایی که مطرح می نمایم اینه که شجریان گوش می کنم .در بیابان مازخواندن و چشم به آسمان دوختن و نسیم سرد بیابان با صدای شجریان کامل می شود و احساس ملکوتی به آدم می دهد اغلب پای کامپیوتر به جز شجریان گذاشتن کار دیگری ندارم یا اول شجریان می گذارم و بعد کار دیگر را می کنم حتی صدای بازی ها و نرم افزار ها را قطع می کنم و با آهنگ شجریان کارم را ادامه می دهم.

صدای بهشتی صدایی است که آدم را یاد خدا بیاندازد واین درصدای شجریان هست .و رمز کار همین است و اغلب افرادی که از شجریان بدشان می آید انسان های فاقد اخلاق اند و به شادی ظاهری آهنگ های پاپ و .. دلخوش کرده اند و وقت صرف آهنگ نمی کنند.آهنگی را باید گوش داد که ساعت ها و ماه ها و سال ها روی آن کار شده است .نه یک لحظه ...!!!!!

چه چیز از این بهتر که آهنگ هایی مثل همان گروه نوازی پاپ و... که در اغلب تیتراژ های تلویزیونی به چشم می خورد روح آدم را نوازش دهد و اکثر تکه آهنگ های برنامه های  تلویزون از بین کارهای شجریان است.

فکر کنم همین یک نفر مثل من برای بهشتی بودن شجریان کافی است گرچه که می دانم افراد بیشماری اینچنین هستند.مگر ادیسون چی کار می کرد.((وما خلقت جن و النس الا لیعبدون))و ما خلق نکردیم جن و انس را مگر برای پرستش .

خوب پرستش نوعی شاد کردن مردم و به یاد خدا انداختن است دیگه ،که ادیسون و اینشتین و شجریان و... کردند.

هیچوقت دلم نمی خواست تعریف و تمجید کنم ولی اینبار اشکالی ندارد.

شجریان زنده باشی با صدایی آسمانی و استاد اخلاقی عجیب



تاريخ : دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩ | ٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()