استاد منیره طاها شعری بسیار زیبا سروده اند  که بسیاری از موسیقی دانان و خوانندگان تلاش کردند آن را اجرا کنند ولی این موسیقی استاد علی تجویدی بود که این اثر را جاودانه کرد بخصوص که با صدای لطیف و دلنشین استاد بنان اجرا شد. علی تجویدی خود در جایی می گوید: «مرا عاشقی شیدا » را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان٬ که آن را به درستی خواند و اجرا کرد.

در اینجا متن شعر و اجرای بنان را با موسیقی استاد تجویدی بخوانید و بشنوید. یادشان گرامی!

مرا عاشقی شیدا ، فارغ از دنیا
تو کردی ، تو کردی
مرا عاقبت رسوا ، مست و بی پروا
تو کر دی ، تو کردی

نداند کس جانا چه کردی
چه ها کردی با ما چه کردی ؟

دو چشمم را دریا ، دُرافشان
گوهرزا تو کردی ، تو کردی

روان از چشم ما گهرها
دریاها ، تو کردی ، تو کردی

نه یک دم از جورت فغان کردم
نه دستی سوی آسمان کردم

منم اکنون چون خاک راهی
غباری در شام سیاهی

اگر مهری رخشد تو آن مهری
اگر ماهی تابد ، تو آن ماهی

اگر هستی پاید ، تو هستی
اگربودی باید ، تو بودی

بی لطف و صفا
باشد به خدا

بی تو هستی ها

از دیدارت ، از رخسارت
ای جان بینم ، سرمستی ها

شمیم روح افزایی ،
مُشکی ، عودی

منیر بزم آرایی ،
چنگی ، رودی
چنگی ، رودی

آهنگ: علی تجویدی
خواننده: بنان
دانلود آهنگ

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

یکی از شعارهایی که آمریکایی ها برای حمله به عراق می دادند این بود که می خواهند مردم عراق را از ظلم و جور صدام نجات دهند.

درست است که با حمله آمریکایی ها به عراق مردم از شر حکومت صدام نجات پیدا کردند ولی وضعیتی که اکنون مردم عراق با آن روبرو هستند مرا یاد آن حکایت شیرین  سعدی می اندازد که :

گوسفندی اسیر گرگ گرسنه ای می شود و در آستانه شکار توسط آن گرگ بوسیله شخص بزرگی نجات پیدا می کند. گوسفند خوشحال از اینکه از چنگال گرگ نجات پیدا کرده به دنبال ناجی خودش به منزل او می رود ولی غافل از آنکه این ناجی مهربان در همان شب  قاتل گوسفند خواهد شد.

شنیدم گوسپندی را بزرگی     رهانید از دهان و دست گرگی
شبانگه کارد در حلقش بمالید     روان گوسپند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی     چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی

حالا حکایت این امریکایی هاست که مردم عراق را از دست صدام گرگ صفت نجات دادند و اکنون خود چاقو روی حلقوم عراقی ها گذاشته اند و می برند.

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٥ | ۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

                                          

همانطور که اطلاع دارید دادگاه رسیدگی به جرایم صدام حسین رئیس جمهور سفاک و مخلوع عراق پس از رسیدگی به یکی از موارد اتهامی  وی را مستحق اعدام با طناب دار دانست. آتوسا صاحب وبلاگ آتوسا و صبا نظر من را به عنوان فردی که مدتی را در اردوگاههای عراقی اسیر رژیم او بودم خواسته بود.


پر واضح است که
نه تنها من بلکه تمامی آزادگان ایرانی و خانواده هایشان نمی توانیم خوشحالیمان را از صدور این حکم کتمان کنیم. کیست که نداند این موجود وحشی چه جنایاتی علیه مردم عراق- ایران- کویت و حتی اقوام و خویشان خودش انجام نداده است. شاید یادآوری بخشی از جنایات او در اینجا لازم باشد.

از نزديك به ‌‌٥٠٠ اتهامی که  عليه صدام مطرح شده است فعلا دادگاه به 12 مورد آن می پردازد. اولين پرونده‌ مورد رسيدگي پرونده‌ي الدجيل بود. قتل عام الدجيل در سال ‌١٩٨٢ اتفاق افتاد و طي آن ‌١٤٨ نفر از اهالي اين شهر به دستور صدام كشته شدند.

دجيل شهري است در ‌‌٥٠ مايلي شمال بغداد كه به عنوان يكي از مراكز فعاليت اپوزيسيون در زمان قدرت صدام مطرح بود. مصاحبه با شاهدان عيني قتل‌ عام ‌١٤٨ نفر از ساكنان اين شهر از زمان سقوط صدام به اين سو  زواياي اين جنايت را بيشتر مشخص كرده است. در سال ‌‌١٩٨٢ اين شهر به عنوان يكي از مراكز مهم فعاليت حزب شيعي الدعوه بود كه با جنگ صدام عليه ايران مخالفت جدي مي‌كرد. زماني كه صدام و همراهان او در ‌‌٨ ژوييه ‌‌١٩٨٢ براي شركت در اجلاسي وارد دجيل شدند، مردان مسلح حزب الدعوه به روي صدام و همراهان وي آتش گشودند به طوري كه درگيري بين آنها ساعت‌ها طول كشيد.در نهايت اين هلي‌كوپترهاي نظامي و تانك‌هاي ارتش عراق بودند كه توانستند صدام و همراهان او را از خطر مرگ برهانند.

پس از اين واقعه پليس مخفي عراق خانواده‌هاي اين شهر را يكجا جمع كردند، درختان ميوه، باغات و خانه‌ها را تخريب كردند و حدود ‌‌١٥٠ نفر از اهالي شهر از جمله نوجوانان را پس از يك محاكمه صوري اعدام كردند.

اصلي‌ترين جنايات صدام به قرار زير است:

-١٦ ژوئيه ‌‌١٩٧٩، زمان كوتاهي پس از به قدرت رسيدن، ‌‌١٥ تن از سران حزب بعث به اتهام جاسوسي عليه وي توسط جوخه‌ي مرگ اعدام شدند.


-٢٢ سپتامبر ‌‌١٩٨٠، تهاجم نيروهاي عراقي به ايران و آغاز جنگ هشت ساله عليه ايران كه بيش از يك ميليون كشته برجاي گذاشت. حمله‌ي شيميايي به ايران و كشتن بيش از هزار تن.

-در سال ‌‌١٩٨٣، اقدام عليه قبيله‌ي كرد بارزاني به بهانه‌ي كمك به ايران و كشتن ‌‌٨٠٠٠ كرد و ايجاد گور دسته جمعي.

-در سالهای ۱۹۸۶تا ۱۹۸۸ حمله‌اي با عنوان انفال كه شامل حملات شيميايي عليه كردها و كشتن بيش از ‌‌١٨٠ هزار تن شد.

-٢٨ مارس ‌‌١٩٨٨، حمله‌ي شيميايي به شهر كردنشين حلبچه و كشتن بيش از ‌‌٥٠٠٠ تن. 

- ‌‌٢ اوت ‌‌١٩٩٠، دستور حمله به كويت، شليك موشك‌هاي اسكاد به عربستان سعودي، شكنجه و اعدام صدها كويتي و آتش زدن چاه‌هاي نفت كويت.

-١٩٩١، كشته شدن بيش از ‌‌٦٠ هزار تن در سركوب شيعيان در جنوب عراق و كردها در شمال عراق در آستانه‌ي جنگ خليج فارس.

-٢٠ فوريه ‌‌١٩٩٦، قتل دو دامادش پس از بازگشت از اردن.

حال فردی با این جنایات مستحق اعدام هست یا نه؟ ولی بنظر می رسد نباید احساساتی شد چون قبل از اعدامش بسیاری از حقایق هست که باید آشکار شود. از دستهای پشت پرده که او را حمایت کردند و همانها که می خواهند با اعدام سریعش  حقایق اشکار نشوند.

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٥ | ٤:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

Ú˜Ó ÇÒ ÝÇÑÓ

بدون شرح

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٥ | ٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

می خواهم از روزهای اول دوران اسارت بنویسم.

چهارم خرداد ماه روز اول اسارت من در منطقه شلمچه بود. تازه دو روز بود که وارد خط مقدم شده بودیم و هنوز ادوات و  امکانات گردان ما کامل نشده بود. قرار بود هرچه زودتر امکانات برسه و به ما گفته بودند تا رسیدن تجهیزات از امکانات لشگر قبلی استفاده کنیم ولی تجهیزات لشگر قبلی با ما جور نبود. مثلا برای پرتاب نارنجک تفنگی فشنگ مشقی نبود. یا مثلا فشنگها با اسلحه ها جور نبود. خیلی از بچه ها اسلحه ژ۳ داشتند ولی فشنگ آن را نداشتند و بجاش فشنگ کلاش داشتند. تیربارچی ها هم بجز یکی دو نوار فشنگ دیگه فشنگی نداشتند و به امید رسیدن تجهیزات بودند. من هم که امدادگر بودم و بجز کوله پشتی امداد که در آن باند و گاز و وسایل امدادگری بود چند نارنجک بیشتر نداشتم. برایم جای سئوال بود چرا نفرات را  با تجهیزات کامل به منطقه نیاوردند. چرا باید  منطقه ای را که قبل از ما تحویل لشکر ۳۱ عاشورا بود باید با نصف تعداد  نفرات آنها تحویل بگیریم. بخصوص وقتی اعلام می شد که دشمن حتما حمله خواهد کرد و ما در حالت اماده باش بودیم بیشتر  برایم سئوال برانگیز بود پس چرا بچه های لشگر ۳۱ عاشورا دارند از خط می روند.

فاصله خاکریز ما تا عراقی ها حدود ۱۰۰ متری می شد. بطوری که از بالای خاکریز براحتی آنها را می دیدیم. بین ما هم میدان مین بود. شبها صدای غرش تانکهای عراقی بوضوح شنیده می شد و از تدارک آنها خبر می داد . شبها خواب نداشتیم و در حالت آماده باش کامل بودیم تا اینکه بالاخره صبح روز چهارم خرداد با صدای شدید آتش توپخانه و انفجار بمبهای هواپیماهای عراقی شروع شد. بله حمله آغاز شده بود.

ادامه دارد

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥ | ۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

با سلام خدمت دوستان

د ر پست قبلی آقا رضا در حق من لطف کرده بودند.  راستش من مطلب نوشته بودم ولی خوب

کم بود. من هم وقت نکرده بودم .

           در دل و جان خانه کردی عاقبت           هر دو را ویرانه کردی عاقبت



تاريخ : جمعه ۱٢ آبان ۱۳۸٥ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

با سلام به دوستان

اول از همه عذر خواهی می کنم که بدلیل مسافرت حدود یک ماهه  نه تنها  به وبلاگ دوستان بلکه به نمازخانه هم  نتوانستم سر بزنم . علی آقا هم که خدا خیرش بده. انگار نه انگار که اصلا این وبلاگ را برای او راه انداخته بودیم که او چیز بنویسه و ما هم تشویقش کنیم. از غم دوری من هم چند خطی بیشتر ننوشته. خوب اشکال نداره. حالا که خدا لطف کرد و سالم برگشتم من هم شروع می کنم مثل قبل هر از گاهی سرتان را درد بیارم.

فعلا عکس زیر را ببینید و حدس بزنید کجا بودم؟

                

رضا خادم نمازخانه



تاريخ : شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥ | ۱:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()